ابراهیم بن ادهم                                              

ابراهیم بن ادهم از صوفیان بنام است که پاره ای احوال و اقوال او در تذکره الاولیای شیخ عطار آمده است و در ادبیات عرفانی ما اشارات و تلمیحات بسیار به داستان زندگی او شده است. به خصوص افسانه های مربوط به علت گریختن او از تخت پادشاهی و پیوستن به حلقه درویشان سخت معروف است .

از جمله قصه ی آن درویش که نیم شب بر بام قصری می دوید. قراولان او را گرفتند و نزد سلطان آوردند . پرسید : نیم شب بر بام ما چه می کردی ؟ گفت: در بیابان شتری گم کرده ام. گمان بردم که شاید بر بام قصر سلطان آمده باشد . ابراهیم با حیرت گفت: چنین گمان باطل چگونه کردی ,؟ آخر شتر گم شده در بیابان را بر بام قصر سلطان  به چه امید می جویی؟ گفت: به همان امید که تو از تخت شاهی شادی و سعادت می طلبی. ادهم نعره ای بزد و با درویش راه بیابان در پیش گرفت.

 

 

 

 

در خواب بدم مرا خرد مندی گفت            کز خواب کسی را گل شادی نشکفت

کاری چه کنی که با اجل باشد جفت         می خور که بزیر خاک می باید خفت

                                                                                        "خیام "

حکیم عمر خیام یکی از بزرگان و دانشمندان در رشته ریاضی و اخترشماری و فلسفه است که نام بلند او در ایران و جهان شهره است. رباعیهای لطیف و عمیق خیام ، همواره در هر روزگاری خوانندگان و ستایندگان بیشماری داشته است .به روزگار سلجوقیان که بخش اصلی زندگانی شاعر در آن گذشته ، به عزت و اعتبار و کامرانی تمام می زیسته است .

1